I was born upon the prairie, where the wind blow free, and there was nothing to break the light of the sun. I was born where there was no enclosures, and where everything drew a free breath... I know every stream and every wood between Rio Grande and Arkansas. I have hunted and lived over that country, I lived like my fathers before me, and liked them, I lived happily.
Ten Bears [Paruasemana] (late 19th century), Yamparika Comanche chief


True artist is someone who has nothing to say.
Franz Kafka


Life's but a walking shadows, a poor player, that struts and frets his hour upon the stage, and then is heard no more. It is a tale told by an idiot, full of sound and fury, signifying nothing.
William Shakespeare


The best way is always to stop when you are going good and when you know what will happen next. If you do that every day ... you will never be stuck. Always stop while you are going good and don't think about it or worry about it until you start to write the next day. That way your subconscious will work on it all the time. But if you think about it consciously or worry about it you will kill it and your brain will be tired before you start.
Ernest Hemingway


To be exiled is not to disappear but to shrink, to slowly or quickly get smaller and smaller until we reach our real height, the true height of the self. 
Roberto Bolaño [+]

Given that external reality is a fiction, the writer's role is almost superfluous. He does not need to invent the fiction because it is already there.
J. G. Ballard


When I started writing that story, I didn't know there was going to be a Ph.D. with a wooden leg in it. I merely found myself one morning writing a description of two women I knew something about, and before I realized it, I had equipped one of them with a daughter with a wooden leg. I brought in the Bible salesman, but I had no idea what I was going to do with him. I didn't know he was going to steal that wooden leg until ten or twelve lines before he did it, but when I found out that this was what was going to happen, I realized it was inevitable.
Flannery O'Connor

It is absolutely paradoxical; we cannot understand it, and we don't know what it means, but we have proved it, and therefore we know it must be the truth.
Benjamin Pierce on Euler's formula


بياييد به انسان عمودی بنازيم، هرچند که صرفاً به انسان افقی اعتبار می‌دهيم.
ويستن اودن


بايد از اين کوه بالا می‌رفتيم، چون اين کوه آنجا بود.
ادموند هيلاری، اولين فاتح اورست


Mortals keep closer to absence because they are concerned about presence, the name of being since antiquity. But since presence simultaneously conceals itself, it is itself already absence.
Martin Heidegger, What are poets for


And those who were seen dancing were thought to be insane by those who could not hear the music.
Friedrich Nietzsche


فقط افرادی که ايمان قوی دارند می‌توانند رفاه شکاکيت مذهبی را تجربه کنند.
فردريش ويلهلم نيچه


من به اينکه چه کسی موجودات را خلق کرده است کاری ندارم، اما فکر می‌کنم زرافه‌ها و کرگدن‌ها ظاهر خيلی خنده‌داری دارند.
کورت ونه‌گوت


به دنيا آمدن در کشوری که اين‌قدر بلند و باريک است بايد خيلی مفرح باشد.
نلسون آلگرن (نويسنده‌ی آمريکايي) خطاب به خوزه دو نوسو (نويسنده شيليايي)


جمله‌ای که در روز رستاخيز باعث تخفيف در مجازات می‌شود: ما از همان ابتدا نيز علاقه‌ای به به دنيا آمدن نداشتيم.
کورت ونه‌گوت


آثار بزرگ ادبی در مقطعی پديد می‌آيند که دوره تجربی آن‌ها در حال به پايان رسيدن باشد.
توماس مان
[+]


روند از نتيجه مهم‌تر است. زمانی که نتيجه روند را هدايت می‌کند، ما هميشه به جايی می‌رويم که قبلن هم بوده‌ايم اما اگر روند نتيجه را هدايت کند، ممکن است ندانيم کجا می‌رويم ولی می‌دانيم که می‌خواهيم آن‌جا باشيم.
بروس ماو [+]


Tout comprendre, c'est tout pardonner.
proverbe


دين هر کس اسطوره‌ی شخصی اوست.
کارل گوستاو يونگ


اگر من خدا را موجودی ديگر، موجودی مانند خودم، برون خودم، منتها بی‌نهايت نيرومندتر بپندارم، آن‌وقت وظيفه‌ی خود می‌دانم که در برابر او بايستم.
لودويک ويتگنشتاين


نمی‌توان از اين احساس گريخت که فرمول‌های رياضی وجودی مستقل و فراستی ذاتی دارند، از ما و حتی از مکتشفين خود عاقلترند، و بيش از آنچه صرف به‌دست آوردن آن‌ها کرده‌ايم به ما می‌دهند.
هانريش هرتز


نمی‌گويم دانشگاه خانه و مخزن حقيقت است
و نمی‌گويم که دانشگاه، مسجد و معبد است حقيقت است.
هيچ‌کدام از اين‌ها نيست و نبايد باشد.
دانش نه خازن می‌خواهد و نه عابد.
دانشگاه جستجوگاه حقيقت است و چون چنين است
و چون حقيقت‌جويی با آزادی ملازمت دارد،
اگر يک‌جا به حکم سرشت و ساختار،
مستحق آزادی باشد
آنجا دانشگاه است.
دکتر عبدالکريم سروش

برای شانزده آذری که گذشت.


تنها جايی که دو به‌علاوه دو می‌شود بيست و دو ادبيات است، چون وقتی دو را کنار دو بگذاريد بيست و دو خوانده می‌شود.
دکتر محمد ابراهيم باستانی پاريزی


برای انسانی که ديگر خانه‌ای ندارد تا در آن زندگی کند نوشتن تبديل می‌شود به مکانی برای زندگی.
تئودور آدورنو


اگر بی‌عدالتی وجود نداشت عدالت ناشناخته باقی می‌ماند.
مراکليتوس


اسطوره می‌تواند بکشد.
جورج لايکف [+]


There is a wonder in reading Braille that the sighted will never know: to touch words and have them touch you back.
Jim Fiebig
(از وبلاگ ترجمه)


انقلاب، تنها رويداد سياسی است که ما را به گونه‌ای پرهيزناپذير با مسئله بدايت روبه‌رو می‌کند. سير تاريخ ناگهان از نو آغاز می‌شود و داستانی که هرگز گفته يا شنيده نشده است به زودی آغاز خواهد شد.
هانا آرنت


What we call the beginning is often the end. And to make an end is to make a beginning. The end is where we start from.
T.S. Eliot, Four Quartets


نقيض يک قضيه صادق يک قضيه کاذب است، اما نقيض يک حقيقت ژرف گاهی حقيقت ژرف ديگری است.
نيلس بور [+]


ديگر روشنفکر فرانسوى وجود ندارد. آنچه را که شما روشنفکر فرانسوى مى‌ناميد، رسانه ها نابود کرده‌اند. آنها در تلويزيون سخن مى‌گويند، با رسانه‌ها صحبت مى‌کنند اما ديگر با خودشان حرفى نمى‌زنند.
ژان بودريار [+]


Bureaucrats write memoranda both because they appear to be busy when they are writing and because the memos, once written, immediately become proof that they were busy.
Charles Peters [+]


حقيقت کامل زندگی و مفهوم تمام تمنيات بشر رازی است ورای کشفيات ما. در جوانی به دنبال کشف روابط و مفاهيم علمی بودم و اکنون تنها در آرزوی صلح به سر می‌برم و تنها افتخار من اين است که عمری را در جست‌وجوی کوچکترين ذره اين عالم گذرانده‌ام.
اوژن وايگنر، فيزيکدان


اگر ميهنم من را نمی‌خواهد من هم او را نمی‌خواهم، جهان فراخ است.
هوگو گروتيوس


هر يک از ما جمعيتی در خود نهان دارد، هر چند که با گذشت زمان تمايل می‌يابيم اين کثرت را به فرديتی بی‌مايه تبديل کنيم. ما مجبوريم که فرد بمانيم و تنها يک اسم داشته و نسبت به آن پاسخگو باشيم، از اين رو اشخاص متنوعی را که در وجود ما گرد آمده‌اند به خاموش ماندن عادت داده‌ايم. نوشتن کمک می‌کند آنها را باز يابيم.
اری دو لوکا
نقل‌قول از يادداشت خواندنی مادام


سنگ‌ها هم فرسوده می‌شوندچه برسد به ما که از خاکيم.
جان کيج


هنگامی که آزادی جايی را ترک می‌کند،
نخستين کس نيست که پا بيرون می‌نهد
و حتی دومين و سومين کس هم نيست
درنگ می‌کند تا همه بيرون بروند و او آخرين کس است،
انديشه‌ی آزادی تنها با مرگ انسان‌ها از سرزمين‌شان رانده خواهد شد.
والت ويتمن


چون ما هرگز با انسان‌هايی که از آينده آمده باشند ملاقات نکرده‌ايم پس در آينده ماشين زمان اختراع نخواهد شد.
استيون هاوکينگ


فهم يک جمله بسيار بيشتر از آنکه بتوانيد فکر کنيد با فهم يک تم در موسيقی شباهت دارد.
ويتگنشتاين


شکل‌گيری هر نسل جديد نسل قبل را دچار اضطراب می‌کند.
کريستوفر بالس


فرهنگ به وکيل مدافع احتياج ندارد.
ژان پل سارتر


کسی از ملک‌الشعرای بهار فرق کلام سعدی و حافظ پرسيد. جواب داد «آنچه که خواندی و در حال فهميدی از سعدی و آنچه برايت لازم به تأمل آمد از حافظ می‌باشد، و نيز آنچه که به نشاطت آورد از سعدی و آنچه به خودت فرو برده و به تفکرت کشيد از حافظ است.»


مسأله اين نيست که اکثريت بايد حکومت کند، بلکه آن است که چه نوع اکثريتی حکومت کند.
والتر ليپمن


خدا نه فقط تاس می‌ريزد که گاهی آن‌ها را جايی می‌ريزد که ديده هم نمی‌شوند.
استيون هاوکينگ


تبعيد سخت است ولی زندگی در فضای مسموم آلمان سخت‌تر بود. من چيزی از دست نداده‌ام. هر جا که من باشم آلمان همان‌جاست. من فرهنگ آلمان را با خود به همه‌جا حمل می‌کنم.
توماس مان


دو حالت پيش روی ماست. يا در عالم تنها هستيم و يا نيستيم. هر دو صورت بالتساوی وحشتناک است.
آرتور سی کلارک


فقط يک‌بار خوشحال بودم، روزی که زير يک چتر ايستاده بودم.
آنتوان چخوف


It is forbidden to kill; therefore all murderers are punished unless they kill in large numbers and to the sound of trumpets.
Voltaire


همه‌ی امپراتوری‌های آينده امپراتوری انديشه خواهند بود.
وينستون چرچيل


يک قطره و يک قطره می‌شود يک قطره بزرگ، نه دو قطره.
آنتوان چخوف


سياست در حقيقت به حدی جدی است که نبايد آن را به سياستمداران سپرد.
شارل دوگل


مطلوب‌ترين فاصله بين دو نقطه خط منحنی است.
می وست


بايد کلمه «صحيح» از زبان سياست و کلمه «علت» از مکتب فلسفه حذف شود.
اوگوست کنت


«با اين وجود اميد وارم در حين انجام وظيفه در نبرد خيابانى يا در زندان بميرم. اما من در اعماق ضمير خويش، بيشتر به گنجشك ها تعلق دارم تا رفقا.»
رزا لوگزامبورگ


فكر در مقام «پرتاب تاس» واجد چهار وجه است: شورش، كليت، ريسك و منطق.
آلن بديو


تراژدی انقلاب‌ها شکست ميانه‌روهاست.
هانا آرنت


غيرقابل‌درک‌ترين نکته در مورد جهان اين است که جهان قابل درک است.
انيشتين


«آزادی نه دادنی است و نه گرفتنی، بلکه در درجه اول آموختنی است.»
مهندس بازرگان


خدا اعداد صحيح را خلق کرد، مابقي محصول انسان است.
لئوپلد کرونکر


تاريخ را بايد فيلسوفان بنويسند و فلسفه را مورخان.
بند توکروچه


«مدرس زنده است تا تاريخ زنده است.»
امام خمينی
جمله‌ی زيبايی در تقدير از مدرس


کسانی که به اثبات بديهيات می‌پردازند، شمع روشن می‌کنند تا آفتاب را ببينند.
ارسطو


At bottom, every man knows perfectly well that he is a unique being, only once on this earth; and by no extraordinary chance will such a marvelously picturesque piece of diversity in unity as he is, ever be put together a second time.
Nietzsche


برای من مهم نيست که يک قهرمان انقلابی باشم و بميرم و يا در تاريخ از من به عنوان يک پيرمرد سازشکار ياد کنند، برای من اين مهم است که فلسطين زنده بماند و زنان و مردان و کودکانش در صلح و آرامش زندگی کنند و در اين راه هر اتهامی را می پذيرم. بگذار من قربانی شوم و تاريخ از من به سازشکار ياد کند اما کودکان فلسطينی در صلح زندگی کنند و زنانش زيتون بچينند. فکر ميکنم اين بزرگترين وظيفه يک رهبر است.
ياسر عرفات
ديدار با اسطوره، شرق


غيرممکن باورکردنی، بهتر از ممکن باورنکردنی است.
ارسطو


رهايی قطعی هر کس در نابودی است.
بودا


خدای بزرگ است اهورامزدا که اين جهان را آفريد، که آن آسمان را آفريد، که مردم را آفريد و برای مردم شادی آفريد.
داريوش کبير
در مقام مقايسه بی‌طرفانه با ذکر و نيايش سطحی مسيحيان و نماز سرشار از ترس از غضب الهی مسلمين، شايد راز و نياز اينان بيشتر به روحيه سالم انسانی نزديک باشد.


The future belongs to those who invent it.
Jack Kilby
invented the first integrated circuit in 1958


انقلاب يک مهماني شام، يا نگارش يک مقاله، يا کشيدن يک نقاشي، يا گلدوزي کردن نيست. انقلاب نمي تواند امري تا اين حد لطيف، فراغت بار، ملايم، معتدل، شفقت آميز، مبتني بر ادب، خويشتن دارانه و بزرگوارانه باشد. انقلاب يک شورش است؛ عملي خشونت بار که از طريق آن يک طبقه، طبقه ديگر را سرنگون مي کند.
مائو


زيباترين تجربه‌های زندگی نهفته در رويارويی با پررمز و رازترين پديده‌های طبيعت است... آنکه احساس هيجانی درباره اين اسرار سر به مهر نداشته باشد يا آن را هيجان‌انگيزترين تجربه بشر نداند، بهتر از شمعی خاموش و روحی مرده نيست.
آلبرت انشتين


اين قانون گرم انسان‌ها است
که از انگور باده می‌سازند
از ذغال آتش
و از بوسه آدم‌ها را
اين قانون سخت انسان‌ها است
که زنده بمانند
به رغم جنگ و بدبختی
به رغم خطرهای مرگ
اين قانون ملايم انسان‌ها است
که آب را به نور تبديل می‌کنند
خواب‌ها را به واقعيت
دشمنان را به برادران

پل الوار (1952-1895)


سکوت حاضرجوابی غير قابل تحمل است..
کی چستر تن


يک ابله تحصيل‌کرده از يک ابله بی‌سواد ابله‌تر است.
مولير


شادی کن و بخند، بدترين حادثه هنوز در راه است.
فيلاندر جانسون


وقتی همه با من هم عقيده می‌شوند، تازه حس می‌کنم که اشتباه می‌کنم.
اسکار وايلو


قزوينی با کمانی بی‌تير به چنگ ملاحده می‌رفت که تير از جانب دشمن آيد و او بردارد و به سوی دشمن اندازد. گفتند شايد نيايد، گفت در آن صورت جنگ نباشد.
عبيد زاکانی


Finding the extraordinary,
In the ordinary.
Chris Honeysett


امتحان ها حتي براي آماده‌ترين نيز وحشتناک‌اند، چرا که بزرگ‌ترين احمق مي‌تواند بيشتر از آني که هوشمندترين فرد بتواند پاسخ دهد، بپرسد.
چارلز کالب کولتون (رياضيدان)
جادی


«جهان سوم جايي است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب مي شود و هر کس بخواهد خانه اش آباد باشد، بايد در تخريب مملکتش بکوشد.»
محمد حسين پاپلي يزدي (استاد برجسته جغرافيا)
از بساط جادی


« به راستي كه در مستي دريچه عقل بشر بسته مي شود
ابراهيم گفت ننوش ، نوح گفت ننوش ، موسي گفت ننوش ، محمد گفت ننوش و عيسي ، انگار آهسته گفت...»
دكتر علي محتشمي
از وبلاگ LostLord


«در پس هر شوخی، کينه‌ای نهفته است.»
فرويد
من هنوز تکليفم را با اين حکم روشن نکرده‌ام. راوی آن هم همين مشکل را داشت.


شروع به فکر کردن، شروع به تحليل رفتن تدريجي است.
کامو


Our belief in any particular natural law cannot have a safer basis than our unsuccessful critical attempts to refute it.
Karl Popper


تاليران يک فنجان قهوه‌ی مطلوب را چنين تشريح می‌کند: «بايستی به سياهی ابليس، به داغی جهنم، به پاکی و خلوص يک فرشته و به شيرينی عشق باشد.»


«آزادي براي هواخواهان حكومت يا اعضاي يك حزب هرقدر هم كه پرشمار باشند، به هيچ رو به معناي وجود آزادي نيست. آزادي همواره و به ويژه يعني آزادي براي دگر انديشان. »
رزا لوگزامبورگ


«آنها هر چقدر نويسنده را در ژرفاي بيشتري پنهان كنند سلولش هر چقدر دورافتاده‌تر، كوچك‌تر و ديوارهاي زندان هرچقدر سردتر و سخت‌تر نويسنده زنده‌تر و پوياتر خواهد بود.»
دن دليلو


«ما براستی به تنه‌های درخت در برف می‌مانيم. آنها به ظاهر تخت دراز کشيده‌اند و کمی فشار کافی است تا بغلتاندشان. نه، نمی‌شود، چون آنها سفت به زمين چسبيده‌اند. اما ببينيد، حتی آن نيز جز ظاهر نيست.»
فرانتس کافکا، درختها


«دياري داشتن، يعني تنها نبودن، يعني دانستن اين كه در آدم‌ها، در گياهان، در خاك چيزي از تو هست كه حتي هنگامي كه آنجا نيستي چشم به راه تو مي‌ماند.»
بخشي از رمان ماه و آتش، چزاره پاوزه


خروشچف: «مردان سياسی همگی شبيه هم اند. قول ساختن پلی را می دهند، حتا زمانی که رودخانه يی وجود ندارد»


نورمن شوارتسکف:
واقعيت آن است که شما هميشه می دانيد چه کاری بايستی انجام شود. قسمت مشکل قضيه، اجرای آن است.


نياز به گزينش و قربانی‌ کردن برخی ارزشهای غايی در پای ارزشهای غايی ديگر، بدل به بارزه پايدار گرفتاری بشر می‌شود.
آيزيا برلين


پوشکين می‌گويد: «چکشها شيشه را خرد می‌کنند ولی شمشير را می‌سازند.»


اول، ناديده‌ات می‌گيرند. بعد به تو می‌خندند. سپس با تو مبارزه می‌کنند. آنگاه تو برنده می‌شوی.
کارامچاند گاندی


صفحه‌ی اول