- پيرمرد چرا دارد هی غر می‌زند دختره‌ی پدرسوخته؟
- دنبال آچار فرانسه می‌گردد. اداره هواشناسی گفته بارش پراکنده در مناطق شمالی خواهند داشت. دلش سوخته آمده آب‌باش را بردارد که بارش پراکنده بسازد. بعد حين پر کردن آب‌پاش شير آب هرز شده و حالا از آسمان دارد شرشر باران می‌بارد. پی آچار است شير را ببندد.
- به دختره چه ربطی دارد؟
- ديروز يک پری با کلی ناز و اطوار از ميکائيل پيچ‌گوشتی خواسته، اين بابا هم هول کرده کل جعبه ابزار را بهش داده. هميشه جلوی پری‌ها دست و پايش را گم می‌کند. حالا هم معلوم نيست کجا غيبش زده. تو چرا می‌خندی؟
- ياد بار قبل افتادم شير آب هرز شده بود و طوفان نوح شد و دنيا را آب برداشت. يادت هست در آن هيری ويری اسرافيل رفته بود روی يک تکه سنگ که سرش از آب دو وجب بيرون زده بود و می‌گفت بر فراز جهان ايستاده‌ام؟


نظرات:

عالی بود ميرزا!


همه اين ها به کنار. امان از بارگاهی که يک دست آچار زاپاس تويش به هم نرسد.


هوووم... يه بارگاه ديگه


اين بارگاه را می نويسی رمانش کنی يا پايم را بگذارم رو دم گربه حنايی؟!


با اجازه من لينکتون کردم


آقا عالی شده دردسر اين بار پيرمرد..


نظر بدهيد:

 :نام
 :ای‌ميل
 ‏وب‏سايت
 :نظر

اطلاعات شما را به خاطر بسپارم؟


صفحه‌ی اول