"اين چه قوميست محمد؟؟؟"
به روزم...
پايانش مرا به ياد کتاب وقتی نيچه گريست انداخت و آنگاه که چنين می گويد:
نه بازگرد ... با همه عذاب هايت.
آه بازگرد ... به سوی آخرين تنهايانت
همه سيلاب های اشک من،
به سوی تو روانند
و آخرين شعله قلب من به خاطر تو می سوزد.
آه باز گرد ... خدای ناشناخته من! ای درد و رنج من!
آنقدر فضای سرد فيلم خوشايند بود که باورم نميشد يک روز فيلمی روسی بتواند جزو فيلم های مورد علاقه م قرار بگيرد.