با نوک شمشير خاک را شکافت و گفت خوابی کوتاه زير سايه‌ی درخت و قرن‌ها خوابيد. بيدار شد و ديد شمشير لابه‌لای پيچک‌ها گم شده و خود بين برگ‌های افتاده و ساقه‌های بلند علفزار. چشم بست که همان خوابيده آرام‌تر.


نظر بدهيد:

 :نام
 :ای‌ميل
 ‏وب‏سايت
 :نظر

اطلاعات شما را به خاطر بسپارم؟


صفحه‌ی اول