وضعيت ملو (بر وزن ولو که البته چندان به هم بيراه نيستند): ملايم٬ شل٬ بی سر و ته٬ معلوم نيست از کجا آمده به کدام جهنمی میرود٬ بنبست يکطرفه٬ وقتی بعد از پس دادن يک کرکره که کوتاه آمده بود برای بار دوم مقابل کرکرهها ايستادهای و نيم ساعتی میکشد تا کاشف به عمل آيد هنوز اندازهی پنجره را نمیداني٬ علاف.