چند هفته‌ای است هر از گاهی بائوبا، يکی از کهنه‌کاران اين شهر، نوشته‌ای از نوشته‌های اينجا را می‌پسند و در بالاترين لينک می‌کند. عموماً هم ويرايشی مختصر در نوشته انجام می‌دهد و بعد منتشرش می‌کند. ويرايش‌های اين دوست ناديده را با ذوق دنبال می‌کنم. گه‌گاه موافق‌شان هستم، گه‌گاه نيستم. اين‌جا که ديگر نظردانی ندارد، برای لينک‌ها هم در بالاترين کسی نظری نمی‌گذارد. خلاصه انگار من گوشه‌ای از دنيا نشسته‌ام و می‌نويسم و باد نوشته‌ها را به دست او می‌رساند که با اخم نگاهی بياندازد و يکی دو جا را خط بزند و دوباره نوشته را بدهد دست باد.



صفحه‌ی اول