- چه عجب شيپورت گمت نکرده. ميکائيل چرا غصه‌دار نشسته؟
- شيپور نيست و صور است مشنگ. اين هم عاشق يک پری شده.
- پس چرا گلوله شده آن گوشه؟
- آخر ابله يادش رفته کدام پری بود. از آن موقع غرغر می‌کند چرا پری‌ها اين‌همه زيادند.
- خب تو چرا نيشت باز است؟
- آخر من يادم است.



صفحه‌ی اول