استانبول چه خبر؟ داد و بيداد است آقا. خب بايد برای درک مسأله کمی به عقب برگرديم، حدود عثمانی. ولی قطعاً حوصلهاش نيست. پس از همين يک سال قبل شروع میکنيم که زمان انتخاب رئيسجمهور ترکيه بود. دولت ترکيه دو سه سالی است دست اسلامیهای ميانهرو به رهبری رجب طيب اردوغان است و ارتشیها که قدرت پشتپردهی ترکيه هستند هيچ چشم ديدنش را ندارند چون خود را محافظ اصول لائيک و به قول خودشان ميراث آتاتورک میدانند. رئيسجمهور در ترکيه میتواند مصوبات مجلس را به مجلس برگرداند، امرای ارتش را تعيين کند و قضات دادگاه عالی را و از اين دست تصميمات بگيرد و عموماً نماد لائيسيته در ترکيه است. سال قبل اسلامیها خواستند يکی از خودشان که عبدالله گل باشد را بگذارند جای رئيسجمهور قبلی احمد نجدت سزر که يک لائيک تندرو بود و حسابی چوب لای چرخ اسلامیها میگذاشت. مملکت به هم ريخت و ارتش تهديد کرد ما نمینشينيم تماشا کنيم و تاريخ هم با توجه به دو کودتا در چهل سال اخير فرمايش ايشان را تأييد کرد. اتحاديه اروپا اخطاريه فرستاد اگر کودتا کنيد پيوستن به اتحاديه را فراموش کنيد در نتيجه دم امرا قيچی شد چون تنها چيزی که همه در ترکيه موافقش هستند لزوم پيوستن به اروپا است. خلاصه اردوغان مجلس را که حزب مخالفش نمیگذاشت گل را رئيسجمهور کنند منحل کرد و انتخابات دوباره و حزب متبوعش، حزب عدالت و توسعه صندلیهای بيشتری گرفت و صندلیهای حزب مخالفش هم کمتر شد و در ضمن حزب ديگری از لائيکها به مجلس راه پيدا کرد. جالب اينکه لائيکها يک راهپيمايی ميليونی در آنکارا در مخالفت با اسلامیها راه انداختند و رسانهها و روزنامهها داد و بيداد راه انداختند که اينها میخواهند ترکيه را ايران کنند و الخ ولی باز حزب اردوغان نزديک پنجاه درصد صندلیهای مجلس را از آن خود کرد و اردوغان با خونسردی تمام گل به رئيسجمهوری رساند . از آن موقع همه منتظر قدم بعدی بودند. در ترکيه زنان محجبه حق ورود به امکان دولتی و دانشگاهها ندارند و اين را از مهمترين ارکان لائيسيته میدانند. در نتيجه همين اسلامیها دخترانشان را برای تحصيل به مالزی و يا انگليس میفرستند. حزب عدالت و توسعه لايحهای پيشنهاد کرد که اين ممنوعيت حجاب لغو شود و غوغا شد. لائيکها دنيا را برداشتند که ترکيه از دست رفت و استخوانهای آتاتورک در قبر دارد میلرزد و در همين بين اسلامیها حمايت يکی از دو حزب لائيک مجلس را به دست آوردند و لايحه را تصويب کردند. روزنامهها و تلويزيونها گلو پاره میکردند که تمام شد و فردا هم حجاب را اجباری میکنند و فلان و بهمان. بعضی دانشگاهها ازاجرای مصوبه سر باز زدند و به زور پليس گردن به ورود محجبهها گذاشتند. حدود يکی دو هفته قبل دادستان کل کشور شکايتی عليه حزب عدالت و توسعه تنظيم کرد که در صورت تاييد حزب بسته و افراد درجه اول حزب از فعاليت سياسی محروم خواهند شد. همين بلا را لائيکها قبلاً سر نجم الدين اربکان که اسلامی تندروتر از اردوغان بود آوردند و حزب او را در حاليکه دولت را تشکيل داده بود منحل کردند. همين دو روز قبل از روبروی دفتر روزنامه جمهوريت که از اصلیترين روزنامههای لائيکها است میگذشتيم ديدم مردم با شمع و عکس آتاتورک ايستادهاند و پليس و روزنامهنگاران از سر و کول هم بالا میروند. قضيه اين بود ايلهان سلچوک سردبير روزنامه جمهوريت و يازده نفر ديگر از هيأت تحريريه روزنامه بازداشت شده بودند. دليل رسمی چيزی در رديف اقدام عليه امنيت ملی بود و دليل اصلی و غير رسمی اين بود که همين آقای سلچوک دادستان کل کشور را تحريک به تنظيم شکايت کرده بوده و الان باز داد و هوار بالا رفته است که ترکيه از دست رفت و آزادی بيان و غيره. حالا میرسيم به دليل اين همه توضيح دادن. عرض شود اين جناب سردبير هشتاد و چهار سال دارد و در اين سن و سال بگذر از قلم و بيان، از دفاع از لائيسيته دست بر نداشته است و به خاطرش بازداشت تحمل میکند و ديروز که موقتاً آزاد شد در خانهاش باز از خطرات تحجر برای روزنامهنگاران میگفت. دست مريزاد.
دمنوشت: حقيقتش به دليل سرماخوردگی به فرموده والده يک نصفه روز به استراحت در هتل محکوم شدم. فکر کردم بد نمیشود خبر شويد استانبول چه خبر.