خروس‌خوان است، يا کمی قبل از آن. از پنجره تا جايی که مه می‌گذارد استانبول خواب‌آلود را تماشا می‌کنم. گاهی صدای موتوری چيزی می‌آيد. فکر می‌کنم چقدر دنيا بزرگ است. منتظرم خواهرکم بيدار شود سر به سرش بگذارم. منتظرم روز شود.



صفحه‌ی اول