خيال دارم يک شمارنده بگذارم اروپا هر وقت اطلس را رد می‌کنم بروم دسته‌اش را بکشم حساب و کتاب اين رفت آمد فرا اطلسی دستم بماند، بلکه صد سال بعد به درد کسی خورد. الان استانبول هستم، باران نمی‌آيد، اين سيل است آقا.



صفحه‌ی اول