ما در ميان امواج خروشان قهوه در فنجان‌های بی‌صاحب به جهان‌گردی عمر می‌گذرانيم؛ ما در ميان آتش‌سوزی بزرگترين کتابخانه‌ی صحرا داستان کوتاه می‌خوانيم؛ ما در صدها متر زير يخ‌های قطب با هيجان و عشق ويولن‌سل می‌نوازيم؛ ما بر بالای بلندترين کوه يک بچه گربه را لوس می‌کنيم؛ ما زير آتش دشمن نرسيده به اولين گودال خط مقدم فال حافظ می‌گيريم؛ ما هر از گاهی با خداوند تخته‌نرد بازی می‌کنيم، می‌گذاريم خيال کند مارس‌مان کرده است.


نظرات:

اين چی بود؟ دلگو يه های يه ايرونی؟


خيلی لذّت بردم ميرزا از اين نوشته به خصوص سطر آخرش...!!!


عالی بود ميرزا کيف خرکی برديم


نـــه! خوبه!


بقيه‌ی فيلم‌های اسکار امسال رو هنوز نديدم- شيرازی بازی و اينا-، ولی اگه اسکار به اين فيلم برسه، از معدود اسکارای عادلانه‌ی چندسال اخير می شه به نظرم. همچنان در ذوق غوطه ورم :ي


مهم اينه با تاس بد خوب بازی کنی؟؟


نظر بدهيد:

 :نام
 :ای‌ميل
 ‏وب‏سايت
 :نظر

اطلاعات شما را به خاطر بسپارم؟


صفحه‌ی اول