هوا منفی هفت درجه است. خيابان پت و پهن بندر قديمی شلوغ شلوغ است، هم جور آدم، پير و جوان و بچه و مست و بيدار و ساکت و آوازخوان. آخر خيابان روی سن هفت نفر کنسرتی راه انداختهاند و به فرانسه با آهنگهای ريتم تندی میخوانند که ياد آهنگهای ايرلندی میاندازدم. کمی مانده به نيمه شب شروع میکنند به شمردن، وقتی میرسند به يازده میفهمم تا کجا شمردهاند و همراهشان میشمارم. وقتی همه جيغ میکشند در آسمان آتشبازی رنگارنگ شروع میشود. سالشان نو شده است، صورتهايشان سرخ.
چند ماه اينجا هم سال نو ميشود، ولی هر سال دريغ از پاسال!
منفيِ هفت!!! نه! پس تا میتونين بنويسين و درفت کنين، واسه اون وقتی که میشه منفيِ بینهايت، سعی کنين يک دستتون يخ نزده باقی بمونه تا بتونين پابليش کنين اقلندکن!