گوسفند يک نگاهی به ابرها انداخت، يک نگاهی به ماشين پر سر و صدای دست چوپان انداخت، پيش خودش فکر کرد چرا نمی‌رود پشم آن بالايی‌ها را بچيند؟


نظرات:

گوسفند نمی دانست اما، که نوبت بالايی ها هم می شود.


بدبختي اگر باشد بهتر كه زودتر بيايد و زودتر برود .


عيد غدير، روز تامين کرامت انسان و تضمين عدالت قرآن بر شما مبارکباد.
با "غدير اما سرخ!" به روزم.


دست چوپان کوتاه
پشمها در ابرها!


(: ... البته الان وقت چيدنشون نيست ميرزا . گوسفندهات می چان !



هر كه بر در اين فيضيه كوفت نادم نگشت
ما دو شيخيم هم نيك نهاد وهم پلشت

ار مجال عشقبازي دهاد مارا اين فلك
از هيچ رخنه اي در نگذريم ولو يك ترك


ميرزا تا حالا ديدی اصلا گوسفند به آسمون نگاه کنه؟


دير و زود داره ولي سوخت و ساز نداره!
با اين حال ،‌ نگاه گوسفند خيلي باحال بود و پرسشش خيلي جالب!


آنها را چوپان آسمان ها چيده اند ! فصل پشم چيني گوسفند هاي آسماني كه مي شود همه ي فرشتهها يكي يك قيچي پشم چيني مي گيرند دستشان مپرند دنبال گوسفند ها ، خيلي به شان خوش مي گذرد . آنها هم گاهي از هواي قصر خسته مي شوند


نظر بدهيد:

 :نام
 :ای‌ميل
 ‏وب‏سايت
 :نظر

اطلاعات شما را به خاطر بسپارم؟


صفحه‌ی اول