میگويند هنر و انديشه هر دو به کار خلقت آيند، خلقت دوباره جهان. ابزار هنر ظاهر است و تمام پيدای فراموششدهی زمين و ابزار انديشه باطن و پنهان ناديدهی آسمان. شايد برای همين آشتی نپذيرند که در يک آن يا ظاهر است يا باطن، يا ذوق است يا شوق.
ميرزا تو کار عرفان زدهای يا فلسفه؟
wow.....ajab fonte nazi va man besiar in posto doost midashtam!
کی ميدونه چطوری ميشه خدا شد ؟ من ميخواهم خدا بشم ولی نميدونم چطوری بايد خدا شد .. من ميخوام خدا بشم اگه خدا بشم فقط برای يک دقيقه ترتيبی ميدم که نرگس صورتش درست بشه تا بتونه عادی زندگی کنه . قول ميدم هرچی بگيد قبول کنم . قول ميدم حتی اون چند تا اشغال رو ببخشم ... خدا بشم برای فقط يک ساعت ... چی ميشه ...
آقا گزارش مطبخي تان را به لذت بردن تمام كرديم و دوباره از سر . شاهكاري بود بي نظير ميرزا . دوست داشتم مراتب خوشحالي بسيط خودم را برسانم . لنزو گراف هم پاتوقمان شده . نگاه خاصي دارد ور پريده . النهايه اينكه اساسا كيفوريم كه شما را داريم
.
.
د
ي
موافق نيستم ... زيبايی و انديشه پيوند ناگسستنی با يک ديگر دارند .
سلام.
برای تان ايميلی فرستادم.
جريان قيل و قال مولاناست و شور و حال شمس!
داستانش را که لابد میدانيد ندانستيد بگوييد يدمان طولاست در داستانسرايی....
از لينکای انتهای وبلاگ دانلود کن:
ضرب المثل هاي ايران قديم- غلام رضا آذرلي
هري پاتر و مقدسات مرگ-جی کی رولينگ
ديوان حافظ-خاجه شيراز
يازده دقيقه-پائولو کوئلو
پنج گنج -نظامی گنجوی
استادان زندگي-ماكسيم گوركي
جن نامه-هوشنگ گلشيري
موشها وآدمها-جان اشتاين بک
جواهر سازی در شهر سوخته
تهوع - ژان پل سارتر
بيگانه - آلبرکامو /ترجمه: جلال آل احمد
از عشق و شياطين ديگر - گابريل گارسيا مارکز
کوری - ژوزه ساراماگو
راز داوينچی-دن براون
شرلوک هلمز (عينک طلايي)-آرتور کانن دويل
آخرين وسوسه مسيح - نيکوس کازانتاکيس
بينوايان - ويکتور هوگو
هفتاد حکايت -گلستان سعدی
ده داستان کوتاه - کافکا
باغ آلبالو - آنتون چخوف
صحرای سرخ - مايکل آنجلو آنتونيونی
شهر شيطان زرد - ماکسيم گورکی
طعمه - مايکل کرايتون
پاهاي كثيف- شل سيلور استاين
اشعار و دلگويه ها-شل سيلور استاين
داستانهاي کوتاه درباره خدا-سيلور استاين
روياهايم را ميفروشم- گابريل گارسيا مارکز
اهستگي-ميلان كوندرا
ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد...-فروغ فرخ زاد
دو قرن سکوت - دکتر عبدالحسين زرين کوب
صدای پای آب - سهراب سپهری
شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپری
امير ارسلان نامدار
خواستگاری- م. مودب پور
تولدی ديگر-فروغ فرخ زاد
مناجات نامه-خواجه عبد الله انصاری
بودن و سرودن-محمد رضا شفيعی کدکنی
از زبان برگ-محمد رضا شفيعی کدکنی
ديوان رباعيات-ابو سعيد ابو الخير
پاهاي كثيف- شل سيلور استاين
داستانهاي کوتاه درباره خدا-سيلور استاين
در ولايت هوا-هوشنگ گلشيری
ليلی و مجنون- نظامی
روسپيان سودازده من-گابريل گارسيا مارکز
آخرين ايستگاه-اريش ماريا ريمارك
سنگي بر گوري-جلال آل احمد
برفهای کليمانجارو-ارنست همينگوی
شبهاي سپيد - فئودور داستايوفسکی
ديوان شمس- مولانا
مرغان آواره-رابيندرانات تاگور
جاودانه ها- جبران خليل جبران
موش وگربه- عبيد زاكاني
بينوايان-ويکتور هوگو
جاسوس جنگ سرد - لوکارو
مائده های زمينی - آندره ژيد
هزار و يک شب- سی داستان
آدم آدم است - برتولت برشت
دوشيزه جوليا - يوهان آگوست استريند برگ
دشمنان - آنتون چخوف
سقوط ۷۹ - پل اردمن
ولی هر دو به هم بارور می شوند ميرزا ، چه حاجت به آشتی وقتی عطيه ای چنين در راه دارند
هرمان هسه هم ميگويد احساس و انديشه در هنر با هم آشتی می کنند زيرا که نهايت هر دو جاودانگی است...
دوست داشتنی می نويسيد :)