باران می‌آيد ولی برای‌شان فرقی نمی‌کند. آن‌طرف راهپيمايی ضد جنگ‌شان را برگزار کرده‌اند خيس خيس. اين طرف کيسه‌های بزرگ به دست از تامی می‌روند به گپ و از آن‌جا به زارا و بعدش هم شايد هم دولچه‌گابانا، خيس خيس. دوتا دوتا راه می‌روند و با هم حرف می‌زنند، بلند بلند می‌خندند و عاشق می‌مانند، خيس خيس. بعضی‌هايشان هم می‌آيند داخل کافه ميزهای کناری. شايد شانس بياوری منظره يک بوسه فرانسوی هم بشود پشت‌زمينه‌ی قهوه‌ی داغت.


نظرات:

زنده گی ...


چه دوست می دارم اين نوشته رو... در تهران موقع بارون به ياد ندارم که ترافيک سنگين نباشه و همه سعی نکنن فراری به موقع کنن، جز اون هايی که همه يه جوری نگاشون می کنن... عجب...


يك لحظه احساس كردم آنجا نشسته ام در كافه و نگاه هاي حساس و جست و جو گرت را مي بينم
راستي بالاخره راكون ها را پيدا كردي؟


سردم می‌شه ها! ولی اين‌جوری خيس شدن حال می‌ده!


مي‌جنگند براي صلح.
اگر صلح را مي‌خواهند اين‌بار، حتما شوخي مي‌كنند. مي‌شود همه‌شان را ديد كه براي عجيب‌ترين چيزها، عجيب‌ترين رشادتها را رو مي‌كنند. به‌شان ميدان بدهي مي‌بيني ميرزا. من باور نمي‌كنم.


ميرزا
نوشته هايت را دوست دارم و از خواندنشان لذت می برم. واقعيتهای ساده ی زندگی روزمره را به زيبايی تمام تصوير می کنی. زنده باشی.


نوشته ي تو جرقه ي خوبي توي ذهنم زد.كامنت ارادي نبود!


ميسازيَم ميرزا هر شب ِ ايران
قبل از خواب
اين اعتياد شيرين
اين جنگ بي بديل
--------------------------دولچه گابانا-------
من بوي انگشت كوچك مي دهم در لحظه مكش. من يادم نيس كيم به خدا. به خدا
به خدا


ديدی که وقتی آدم کلاه بارانی اش را به سرش کشيده، قطره های باران که به آن می خورد صدای عميق بمی می دهد که در گوش فرو می رود؟ من که در اين شهرمان باران کم ديده بودم، هر وقت که می باريد و من در خيابان بودم يا خانه، برای خودم فکر می کردم که انگار هنرپيشه ام و دارم صحنه ای بسيار عميق را بازی می کنم! برای خودم فکرهای مهم می کردم و در لذت ناشی از عمقشان غرق می شدم.
بچه تر که بودم، در هوای بارانی هوای دهانم را انگار که دارم سيگار می کشم بيرون می دادم...
اِ ! ببخشيد که طولانی شد. تقصير خودت است که با اين چند کلمه به اين خوبی تصويرسازی می کنی و آدم را سر ذوق می آوری!
پس زمينه های نگاه دقيق و زيبايتان هميشه رنگين و زيبا باد آميرزا!


خارجي اش را دقيق نميدانم ولي فارسي سليس اش ميشود : ضد حال زدن هايت كيفورمان ميكند . شايد يك دنيا افتخار كرده باشم وقتي ، تحسين ام كرده باشي علي الاصول . كسي ميداند ؟


خوش بحالت آقا...روياها چقد به ما نمی آيند.موفق باشيد


النهايه بوسه فرانسوي از آن ابتكارات خاص و بديع بود كه كسي غير از خودت نميتوانست رو كند . اساساٌ شاهكار
..D


راستي به شان بگو اينجا بچه هاي محله اينطرفي با بچه هاي محله آنطرف تر هنوز به صلح نرسيده اند و پايش بيفتد يقه تا پاچه هم را پاره ميكنند . فكر ميكني چقدر داريم تا صلح جهاني ؟


دلم قهوه فرانسه خواست


Hello! Good Site! Thanks you! dgkrdvzzcxk


نظر بدهيد:

 :نام
 :ای‌ميل
 ‏وب‏سايت
 :نظر

اطلاعات شما را به خاطر بسپارم؟


صفحه‌ی اول