چنان که هر چه زيبا بود به او نسبت دادند، به نود و نه اسم جلاله از جليل تا حکيم. عشق را آسمانی نوشتند و عهدی با کائنات بستند که میدانستند اگر آنان نشکنند، هرگز نمیشکند. ولی باز چندی را در دل نگاه داشتند و گهگاه به خيالی، بوسهای، بخشيدند.
پسر تو چرا شبها نمی خوابی؟
يعني به عبارتي به ازاي يك بوسه و لبخندي ميرود توي باقالي كلاٌ ؟
گويند شيطان رانده شد چون به آدم سجده نکرد
و انسان به خدا سجده نکرد
با اين همه عشق تنهاست و در بيابان هاي برهوت پابرهنه مي دود و مي گردد به دنبال معشوق.
ميرزا انقدر زيبا نوشتی که دلم برای غر زدنات به آيه قرآن نوشتنهای مبرهن ! روی در و ديوار تنگ شد.
ميراز اصرار بيجا داری...آدمی همينی است که می بينی..نه زياد و نه کم....يکبار هم نوشته ات را اول شخص بنويس...برخوردت مغرورانه نباشد دلچسب تر می شوی.
راستی من همان "من" هستم که می دانی!
هر آنچه زيبا بود از ان ذات نكو ، آن بزرگ كردگار نيك آفرين برون تراويده و به انسان وام داده شد كه به آستان بلند باريتعالي باز برده شود ، اين زيبايي امانت گرانقدري بود ، منت پروردگار كه آن غفلت معصومانه را راه جبراني باشد و آن عهد تبارك الله كه حق ، به حق ، بر خود فرستاد بي ضمانت نباشد
....
يك سينه سخن دارم ميرزا
ميرزا ، جسارتاً می خواستم بپرسم اينکه نوشتی جداً حاصل فکر و برداشت خودت هست و يا از جايی وام گرفتی؟
خيلی زيبا بود. خوشمان آمد.
پاکدل
------------------
ميرزا: من اگر نقل قول کنم حتما منبع را ذکر می کنم. ديشب اسامی جلاله را می خواندم، حاصلش اين شد.