اينها همه برگردانهايی از زندگی هستند. برگردانهايی که راهی نو بايد باشند و شايد هستند از تعريف روزمرگی. وگرنه راهی که نه سرش پيداست و نه تهش چه دارد برای دل سوزاندن. دغدغه میشود چند متر جا برای خواندن و نوشتن و خوابيدن و شايد همسفری که نيست. دغدغه میشود زهرخند به جنب و جوش و سکون و تمام تناقضهايی که گفتند هست و لابد هست در اين دنيايی که اگر در ازل به من میسپاردنش نه هفت روز، هفت هزاره صبر میکردم تا فرجی حاصل آيد خود خود را خلق کند.
ياشاسين!آی گفتی
ميرزا ، هفت روز نيست و شش روزه، روز هفتم روز استراحت بوده. اما به گمان من هنوز روز اولش تمام نشده. دنيا در حال خلق مداوم خود است...
در مورد پيدا کردن همسفر ، اميدوارم به خوش شانسی من باشی. اگر اينجا بودی به خاطر همشهری بودنمان هم که شده، دست راستم را به سر و رويت می کشيدم :)
پاکدل
خلاصه اينکه جناب ميرزا:
دئيرديم ايتن ياخشی
جوز کيمی بيتن ياخشی
دنيانی دولانميشام
هر يردن وطن ياخشی
inja zaboon asli comment mizaran???
اين دنيا حکم شلواربند تنبان در رفته ای را دارد حالا چه هفت روز نگه اش داری چه هفت هزار آخر کار رسوايت ميکند
اينهايي كه مي گوييد دور برگردان چي هستند؟
اينجا RSS نداره؟
لطفا بگين می خوام بدونم.
------------------
ميرزا: روی لينک متفرقه (بالا سمت راست نوشته ها) کليک کنيد. انتهای صفحه لينکهای آر اس اس را پيدا خواهيد کرد.
قبول داري همه چيز زير سر آن آدم گور به گور شده است كه نتوانست جلوي شكم كوفتي اش را بگيرد !
هفت هزاره؟ چه صبور! :)