چشمهايش را برايم باريک کرده و روشنم میکند که مهم اين است که او چه میخواهد و به هيچ وجه اهميتی ندارد نظر من چيست. او اعتقاد دارد هر چيزی بايد سرجايش باشد و يا در بدترين حالت بايد جايش پيش آن چيز باشد و نمیشود هيچ چيز را از جايش دور نگه داشت. در صورت وقوع يک چنين مسألهای بازگرداندن آن چيز به جايش يا بردن جايش پيش آن چيز وظيفه آخرين موجودی است همراه آن چيز ديده شده است. فکر میکنم عجب خرس قطبی کلهشقی است. کسی اين اقيانوس منجمد شمالی که همين چند دقيقه پيش اينجا سرجايش بود را نديده؟
چرا نديده ايم ...خوب هم ديده ايم...چند سال است يکی نمی دانم شايد همان خرس قطبی شما آورده آن اقيانوس منجمد شمالی را گذاشته در جنوب غربی سينه ما...هم سردمان شده هم زيادی سنگين شده ايم...دلمان هم خوب يخ کرده...اما خدايی اين جنگلهای استوايی توی چشمهايمان که هميشه خدا نمور و داغ است فکر خوبی بوده...
hatman na
رفته گل بچينه.
قرابت فکری پيش آمده يا ارتباط تلپاتيک نميدانم ... فی اليوم می خواستم همچين مطلبی پست کنم از بس که دل خور بودم لکن آمدم و ديدم و دلم خنک شد و کيفور حال شدم .
فی الواقع بينوايان خود ماييم
من برداشتمش!
ديدم خدا که بهش احتياجی نداره منم از ديدنش خسته شدم!
حالا هم نميدونم گذاشتمش کجا! خرس قطبی خواهرزادم رو چيکار کنم؟؟؟
اينجا براش خيلی گرمه!
اقيانوس منجمد جنوبی کجاست؟اصلا داريم؟
آخرين کسی که آن خرس را با آن اقيانوس ديده يک مادر بود که به ريش زمين می خنديد!
با اين خرس فطبی يا اقيانوس منجمد شمالی شما کاملا موافقم...
جاگذاری درست اشيا يعنی احتمال وقوع، برابر صفر.
جذابيتی در کار نيست حتی در حالت اقيانوسی اش.
من تيکه تيکه کردمش ريختم تو ليوان آبجو . از طرف من از خرس قطبی عذرخواهی کن .
بعد نوشتن اين سطور از کانادايی ها و ايضا روسها استعلام شد . معلوم شد کسی آبجو را با يخ نمی خورد . اقيانوس منجمد شمالی حرام شد !
يعني چي!!!
خب همه چي بايد سر جش باشه خب. . .
از زور حرارت بي حساب كتاب تابستون بخار شد ، حالا چيكار كنيم ؟ به نظرت چه جوري ميشه زمين برد پيشش؟