اگر من خدا را موجودی ديگر، موجودی مانند خودم، برون خودم، منتها بینهايت نيرومندتر بپندارم، آنوقت وظيفهی خود میدانم که در برابر او بايستم.
لودويک ويتگنشتاين
اين ، غريب ترين و عميق ترين جمله اي بود كه بعد از مدتها خوندم...قبليش اين جمله فيه مافيه بود كه : اگر صد هزار دزد بيروني بيايند در را نتوانند باز كردن تا دزدي يار ايشان نباشد كه از درون باز كند.....
ولي اين يكي...حقيقت داره..واقعا...
خيلي قشنگ بود!
خب، يکجور ديگر بپندارند!
من مردي ديندار نيستم اما نمي توانم مسائل را از نظر گاه ديني نگاه نكنم(ويتگنشتاين)
ديدگاه ديني و يتگنشتاين ترجمه علي زاهد
نظر برادر معتقد و مذهبي ويتگنشتاين كاملا متين است, البته فقط و فقط براي شخص شخيص خودش..... اون برادر مذهبي هم وقتي موقعش شد ماست هاشو كيسه كرد و رفت تو پستو.....بلوف كه خرجي نداره رفيق!
ماه آمده ، ستاره ها هم . فقط صداي ساز تو كم است . خواب مانده اي ؟
اگر خدا را هر ...ای بپندارم آنوقت وظيفهی خود میدانم که در برابر او بايستم.
مغز بت شکنی ست اين حرف.
هر پنداری پاسخ سوالی ست و از پس هر پاسخی سوالی ديگر!
کو پنداری که بتوان دمی آرام بر آن تکيه زد؟
man ham dar barabare mojoode ghavi tar va behtar az khodam madamike kharej az man mojoodiat dashte bashe mi'eestam amma agar un, khode man basham aya dalili baraye istadan baram mimoone ?
وجود ! آفريننده موجود نيست !