تو که زندگيت را میگذرانی پيرمرد، چه فرقی میکند کسی آن بالا باشد که شکرش بگويی يا نباشد؟
ما همه جوونی مون به اين می گذره که اون بالا کسی هست يا نه ولی وقتی پير می شيم يهو قبول می کنيم که هست. ترس از مرگ ما رو مومن می کنه
فرق نميكنه ؟
آخرين اخبار از مبارزات كارگران و معلمان را در اين جا بخوانيد .
لطفا براي حمايت از آنان به اين وبلاگ لينك دهيد.
ممنون
فرقش رو من اين روز ها خيلي حس ميكنم.
فرقش توي اون آرامش عميقيه كه هيچ جور بدست نمياد. الا با اين اعتقاد.
لحظات مي تونن ملتهب باشند از دلتنگي
افسرده مباش خوش همي خند ..
منم مثل هدي
فرقش رو من اين روز ها خيلي حس مي كنم.
فرقش توي اون آرامش عميقيه كه هيچ جور بدست نمي اد. الا با اين اعتقاد.
اينم حرفيه واسه خودش! نوشته های تو ادمو به فکر فرو ميبره و حس های خفته را بيدار ميکنه!اينم يه فلسفه يی داره واسه خودش........
ببينم کافکا خوندی نه؟
اين يارو غلط كرد ....ديگه نميگه شكر..بيا دست از سرش وردار...
عجب پستی يود اين پست بيستم فروردين ماهت! بعد از ظهر بهاری منو صيقل دلد! ممنونم!
واقعا مسئله اينه؟نمي دونم سوال استفهامي بود يا نه,اما كم كم داره دغدغه هات داره جالب مي شه.
اتفاقا فرقش در همان پيري ست . مرگ كه نزديك شد و ترسش آمد ، براي ادمي كه با اين داستانها بزرگ شده ، اين فكر هم مي آيد كه ممكن است اشتباه كرده باشي و اخرتي باشد . حالا اين وسط يك شكر هم بگويي بد نيست كه مبادا يكي آن بالا باشد و بعد مردن غيظ كند بابت همين شكر نكردن (:
damn u mother fucker
u know GOD ?
relay i don't think so