«به آهستگي» يک داستان کوتاه بسيار خواندنی میشد، حتی يک فيلمنامه خوب. فيلم کوتاه شاهکاری هم میتوانست بشود ولی حيف که نشد. کاش کارگردانش به اين نتيجه نمیرسيد که صحنههای کشدار برای فيلم مناسب است، کاش فيلمنامه کمی بيشتر صيقل میخورد. میگويند تازه اين نسخه سريعتر شده نسبت به جشنواره است. در نقدی نوشته بودند برشهای فيلم زياد بود، به نظر من کاش از اين هم بيشتر میشد. به هر حال فروتن میتواند تا قيامت به سيد محمود بودنش افتخار کند.
پس چرا اين قدر دير گفتي ؟
میتوانست انتخابات باغهای کندلوس باشد. آنوقت شايد کمتر احساس غبن میکردی... هنوز هم دير نشده البته!
همين جمله آخرت دليل خوبيه واسه ديدن دوباره و حتي تحمل كش هاي اعصاب خورد كن
جناب ميرزا خيلي ممنون از ميل.تشكر فراوان.
:)
واقعاَ مي شد فيلم دوستداشتني اي باشه / حيف تمام عناصري كه به ثمر ننشستن ...