وقتی دگمه‌ی pause زندگی گير می‌کند...


نظرات:

ميگم ميرزا جان خيلی بايد ببخشين ها . خود زندگی يک عدد پازه ، حالا اينکه شما فرمودين دکمه ی پازش گير کرده منطورتون همون زندگی بود يا اينکه ما اشتباهی تا حالا فکر ميکرديم که بدون دکمه اينجوريه . به هر حال تو رو خدا يک کم به فکر خواننده های غير فيلسوف و غير دکمه دارت هم باش و خدا خودش ريليزت کنه .


از وقتی با اين کی‌بورد (يا به قول فرهنگی‌ها، به نقل از سينا: شصتی‌گان!) آشنا شدم، کنترل+آلت+ديلت خودِ زنده‌گی بوده تا به حال. اين‌که وسط عمليات ريستارت بخوای پاز کنی، عين‌هو پشيمانی بعد از اقدام به خودکشی‌يه. گفتم که: پاشو بيا اين‌جا يه چند روز، به قول کلاغ: خودم ريليزت می‌کنم. وقت خدا رو نگير.


واي، تو چقدر باهوشي پسر!


اصلن فارس ها تركه خرند


بخواب...


استوپ بزن خلاص


بايد زندگی رو ول کنی بری يه ليوان شکلات داغ بخوری ...


:)


نظر بدهيد:

 :نام
 :ای‌ميل
 ‏وب‏سايت
 :نظر

اطلاعات شما را به خاطر بسپارم؟


صفحه‌ی اول