کنار ساحل راست و چپ تا چشم کار میکرد ماسه بود و آب و موجهايی که میشکستند. يک صندلی چند متر جلوترم رو به دريا کنار خط آب منتظر بود. تنهاترين صحنهی دنيا را ديدم.
خوش به حالت آميرزا
صفحهی اول
خوش به حالت آميرزا