کنار ساحل راست و چپ تا چشم کار می‌کرد ماسه بود و آب و موج‌هايی که می‌شکستند. يک صندلی چند متر جلوترم رو به دريا کنار خط آب منتظر بود. تنهاترين صحنه‌ی دنيا را ديدم.


نظرات:

خوش به حالت آميرزا


نظر بدهيد:

 :نام
 :ای‌ميل
 ‏وب‏سايت
 :نظر

اطلاعات شما را به خاطر بسپارم؟


صفحه‌ی اول