مژده زنی بود که ذره ذره ار بين می‌رفت، خرد می‌شد. هديه تهرانی به حق به خاطر آن همه طبيعی به تصوير کشيدن او تنديس بلورين را گرفت.


نظرات:

اما مژده زني ست كه ذره ذره از بين مي رود، حتي اگر داستان زنده گي اش تنديس بلورين ببرد، البته هم چنان نبايد زياد سخت گرفت؛ شايد چون هميشه چيزهاي مهم تري براي از دست دادن هست.


دقيقا . هديه تهرانی ای که من می شناختم و توی فيلم های چرند بازی می کرد با مژدهء چهارشنبه سوری خيلی فرق داشت .


انقدر دوستش دارم اين شخصيت رو كه نميتوني تصور كني...هديه تهراني رو نميگم...مژده رو ميگم...نمادي از بسياري از زنان ايراني...


هديه تهراني واقعا ملموس بازي كرده بود وچقدر فرهادي خوب نوشته بود حس هاي زنونه را خوب مي شناخت


سلام ميرزا جان من هر چي به تو فکر ميکنم و صدات رو ميشنوم فقط ياد يک نفر ميفتم. ياد خشايار اعتمادي. فقط نمي دونم باهاش نسبتي هم داري يا نه؟

----------
ميرزا: صددرصد تکذيب می‌شود، قحطی آدم بود ما را به اين شبيه ديديد؟ همه را برق می‌گيرد ما را چراغ نفتی!


موافقم


بازي هديه تهراني فوق العاده بود.


نظر بدهيد:

 :نام
 :ای‌ميل
 ‏وب‏سايت
 :نظر

اطلاعات شما را به خاطر بسپارم؟


صفحه‌ی اول