امروز دوستی برايم از جوانان هوادار احمدینژاد تعريف میکرد، به مقتضای کارش گروهی از ايشان را از نزديک میشناخت. میگفت اينها از جان و دل کار میکنند، تبليغ میکنند. چيزی برای از دست دادن ندارند و حاضرند همه چيزشان را برای پيروزی احمدینژاد فدا کنند. خالصانه کار میکنند، يک «يا مولا» برايشان کافی است که تا نيمهشب کار کنند.
گفتم با همين «يا مولا»ها بود که جوانانی مانند همين دوستان به عنوان خطشکن جلو میرفتند، کشته میشدند و از خاک کشور دفاع میکردند. ولی برادر امروز روز ديگری است.