ديروز برای شنيدن سخنرانی لاريجانی تشريف برديم دانشکده پزشکی. مشهور است از قديم الايام که دانشکده پزشکی کمی محافظهکار است و به نسبت دانشکده تندروی فنی کمی عقايد سنتیتری دارد. در جلسه هم چنين جوی حاکم بود و سؤالها بسيار نرمتر از آنی بودند که انتظار داشتم، البته سانسور مجری جلسه هم چندان معصومانه نبود. سالن در اوايل و اواخر خلوت بود و شلوغترين لحظات آن اواسط جلسه بود. اکثر شنوندگان را جماعت ريشو و چادری تشکيل میداد و گروهی شلوارجينپوش و آرايش کرده آخرهای سالن نشسته بودند. سه دوربين فيلمبرداری شمردم و سه دوربين عکاسی که از اول تا آخر جلسه داخل سالن پلکيدند.
دکتر لاريجانی متولد آمل است و پدرش روحانی بوده است. ليسانس رياضی از دانشگاه شريف و فوق ليسانس و دکتری فلسفه از دانشگاه تهران دارد. اين برای من که فکر میکردم در اين اخوان فيلسوفشان جواد لاريجانی است جالب بود. بعضی کلمات را مانند ارمنیها تلفظ میکرد، يعنی به جای فتحه الف بکار میبرد، مثلاً «متآسفانه». «ح»ها را هم غليظ (مثل اعراب) تلفظ میکرد و بعضی وقتها «ه»ها را هم. صحبتش را مثل روحانی جماعت شروع کرد، يا آيه و ذکر. بعد هم با ميکروفن مشکل پيدا کرد «اين مسأله ميکروفن در جمهوری اسلامی حل شدنی نيست...» چند جملهای يادداشت کردم (البته نقلقولهای دقيقی نيستند):
- آمريکا میخواهد روش زندگی اسلامی (به زعم خود) را ترويج دهد که در آن نه قيام است و نه جهاد.
- کشورها را طبقهبندی کردهاند، میگويند که شما حق نداريد به تکنولوژیهای سطح بالا برسيد چه هستهای چه نانوتکنولوژی.
- ايرانيان بهذات تجددطلب هستند برای همين اسلام را پذيرفتند.
- ضعف در تئوریپردازی اقتصادی داريم. اقتصاددانان ما روشهايشان را باور ندارند.
- از لحاظ فرهنگی به اندازهی کافی سرمايهگذاری نکردهايم.
- فعاليتهای افتصادی برای دولتيان حرام است.
- اصلاحات اقتصادی بايد انجام شود حتی به ضرر حاميانم. (البته بسيار تلويحی در پاسخ به يک سؤال جسورانه)
- ما را از لحاظ بودجه بسيار تحت فشار قرار دادند، مجبور شديم آگهیها را زياد کنيم.
- آمريکا تهديدی جدی است ولی نه قطعی.
- ويروس راديکاليسم هميشه به جان جريانهای سياسی ايران افتاده است و جامعه جامعهای غوغاسالار شده است.
- تلويزيون خصوصی خلاف قانون اساسی است ولی به نظر من وجودش مفيد است و باعث رقابت میشود.
- حرکت شورای هماهنگی حرکتی دموکراتيک است.
- آقای توکلی مدير لايقی است. چرا در کابينه نباشد؟
- حرکتهای ترميمی مجلس هفتم را تأييد میکنم.
- در برلين افرادی از حکومت، انقلاب را استيضاح کردند. حق نداشتند چنين کاری بکنند. من از عملکرد خود در قبال کنفرانس برلين هميشه حاضرم دفاع کنم.
- بايد احزاب جدی داشته باشيم، نه احزابی که در انتحابات سر و کلهشان پيدا میشود.
پرسش پاسخ جالبی در آخر جلسه برگزار شد. حافظهی بسيار قویای در مورد سؤالها داشت، اگر سؤالها چند قسمتی بودند به تکتک قسمتهای سؤالها پاسخ میداد. روش خاصی در پاسخ دادن داشت، ابتدا با تمام زمين و زمان اعلام وحدت میکرد و با درود به ارواح پاک شهيدان جوری حرف میزد که خيال میکرديد گِردش کرد، درست در همان لحظه با توپ و تفنگ وارد میشد و پاسخهای دندانشکنی میداد. ابداً احساس نمیکرديد از زير سؤال در میرود، البته به جز سؤالاتی که فراتر از خطوط قرمزش بودند. به کلمه «صيانت» هم ارادت خاصی داشت، شايد سی چهل بار استفاده کرد. يکی ازش پرسيد که آيا در 16 آذر سال آينده به ميان دانشجوها خواهيد آمد؟ خود لاريجانی هم از اين سؤال تعجب کرد. يک مرد ريشويی هم رديف اول نشسته بود و وسط پرسش پاسخ از همان سر جايش بلند سؤال کرد که آقا يعنی چه زنان در تلويزيون اين چنين بیحيا لباس میپوشند؟ همه جايشان معلوم است. دکتر لاريجانی هم جواب داد گويا شما خيلی نزديک به تلويزيون مینشينيد.
جلسه بعد از سه ساعت تمام شد. ميکروفن صدا و سيما هم دوان دوان رفت سراغ رئيس قبليش، ما هم رفتيم بيرون. حوصله تحليل هم نداريم، شايد بعداً.